تبليغاتX
خاطرات فاحشه کوچولو

خاطرات فاحشه کوچولو

ـ واپسین درودهایم نثار کسانی باد که کاستیهایم را می دانند و باز دوستم دارند.

برقرار باشی سبز

گل من تازه بمون

نفسم پیشکش تو

جای من زنده بمون

باغ دل بی تو خزون

موندنی باش مهربون

تو که از خود منی. منو از خودت بدون

غزل و قافیه بی تو همه رنگ انتظاره

این همه شعر و ترانه. همه بی عطر وبهاره

موندنی باشی همیشه لب پاییزو نبوسی

نشه پرپرشی عزیزم

مهربون گلم نپوسی

......

سیاوش قمیشی

 

+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت8:1 بعد از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

نامه ای برای تو

این ترانه بوی نان نمی دهد
بوی حرف دیگران نمی دهد
سفره ی دلم دوباره باز شد
سفره ای که بوی نان نمی دهد
نامه ای که ساده وصمیمی است
بوی شعر و داستان نمی دهد :
... با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی دهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد
کس ز فرط های و هوی گرگ و میش
دل به هی هی شبان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس نشان ز بیکران نمی دهد
عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی دهد
نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن ... نمی دهد
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گریه ام ولی امان نمی دهد ...
  

+نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت1:54 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

 
 
من ایستاده می میرم؛

چون بید های مجنون
 

+نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت1:2 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

طبیعت نیازمند به هرزگی و جنایت است موازی با اخلاقیات و نجابت پس ای دختران و پسران جوان پرده های حیا و عفت را بدرید زیرا که شهوت تنها سرمایه موجود است. ( مارکی دو ساد )


+نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت5:26 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

"مجنون"


یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

+نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت4:34 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

«من اين زندگي را انتخاب نكرده‌ام، بلكه اين زندگي است كه مرا انتخاب كرده است؛ با اين حال به جرأت اعلام مي‌كنم كه هرگز جاي خودم را با زن ديگري در دنيا عوض نخواهم كرد.»

+نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت4:59 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

این که گفته است که من خسته ترین باشم و تو

غافل از آتش افروخته در سینه ی من

این چه رسم است که من مهر تو بر دل گیرم

تو شب و روز بگیری به دلت کینه من

نازنینم این چه رسمیست ؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت2:1 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

 بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی های او

زیر پایم پرنیان آید همی

+نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت3:58 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دارست
با ریشه چه می کنید ؟
گیرم که بر سر این بام نشسته در کمین پرنده ایی
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟
گیرم که میزنید . گیرم که میبرید . گیرم که میکشید
با رویش ناگزیر « جوانه » چه می کنید ؟
اگر چه صد ساله مرده ام
به گور خود خواهم ایستاد
که بر کنم قلب اهرمن
زنعره های آنچنان خویش

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت4:3 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |

دیگر کبریتی نمانده ... آخرین کبریت ...می خواهم امتحان کنم ... از نو ... همه چیز را ... و من زنده خواهم بود ... در خود

 

+نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت0:44 قبل از ظهرتوسط فاحشه کوچولو |